,وای سحر نزدیک است
ما که بیدار نیستیم ،
از خبر ناشنیده
امانیم من و تو
خفتگان را نشاید کسی آشفتن
ما که خوابیم، همانیم من و تو
مضطرب همه از
آن چه شد و
آن چه شود
ما که در ایستگاه زمانیم من و تو
در یقین اند که
پایان بگیرد خوشی
حکم ایشان را گمانیم من و تو
می شود چون که تاریکی هامان سپری
باز هم ما که به روشنی نمانیم من و تو
آن چه شد و
آن چه شود
ما که در ایستگاه زمانیم من و تو
در یقین اند که
پایان بگیرد خوشی
حکم ایشان را گمانیم من و تو
می شود چون که تاریکی هامان سپری
باز هم ما که به روشنی نمانیم من و تو
