من از رویای تو را خواستن دست بر نداشته ام ، نه من از سودای تصاحب کردن تو کوتاه نیامده ام
آرام ننشسته ام که شعر بنویسم ، اینها تهدید من است تا آرامش تو را هم برهم بزنم
نمی دانم نه هنوز نمی دانم که کجا و چگونه و کی
ولی تو نمی توانی از من بخواهی که بس کنم، نمی توانی از من بگیری دروغ های شاخدارم را

