که سر خود را به نشان بی نهایت می چرخاندند
مرا می خنداند.
با لباس های بنفش
منتظر بودند تا این حرکات
در دل یک نفر هم که شده شعله زند
و مرا به خانقاه خود دعوت کردند.
حضرت پیرشان بیشتر به مفنگی های منقلی می ماند
مانده ام انسان به چه اندازه خر می باشد
که هنوز هم برایش دین می سازند
حضرت شاه مقصود

