تولد من نزدیک است، امسال هدیه ات برایم چه خواهد بود؟
در آن قماری که دل باختن به تو بردم بود،
من بی تو مردم ، تو بدون من زیستی ، تو بریدی ، تو ...
محبوب لحظه های بیزاری من هستی
من درمانده اما، با تن خوابناک تو خشنود نمی شود،
بهبودی من از آرمیدن با تو، از یکی شدن فاصله گرفته
سرگشته و بی خود ، فرومانده ام در آن تاریکی،آن شب
بعد از آن که ماهی را در تنگ آب دیدی و گفتی که می خواهی خفه اش کنی
درها را بستی ،
بعدش من بودم و نبودن احتراس
گوسفندی ولذت تپش و نفس های تند و نیم بسمل
بعد از من گلوی چند نفر را بریدی؟

