تبليغاتX
شاید روزی خورشید بتابد، چشمهایت را ببند
سه شنبه نهم تیر 1388
دیروز چشمهایم رو به سیاهی رفت،عرقی سرد از پیشانیم فروریخت و یک ربع افتادم ،مرگ را حس کردم.

این آخر هفته به آهنگهای اعجوبه ای  پاپ  و راک و روح  آنگونه که الیزابت تیلور ملقبش کرد گوش می کنم. حالا معنی مرد ی در آیینه را می فهمم.تغییر ی که در راستای تکامل گرایی ش انجام داده بود. برای بسیاری مشمئز کننده بود،تهمت های بی استناد و این جریده هایی که تنها به فروش فکر می کنند از قبل او را کشته بودند.این ها هم بالا می برند و از آن بالا زمین می زنند .

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:56  توسط Ramtin  | 

All rights reserved© 2007-10