انگلیسی باستان از زبان شاخه ی ژرمن غربی در تجاوزات وایکینگ ها از ژرمن شمالی تاثیر می پذیرد و تسلط فرانسوی های نورمن ، به وام گیری از زبان گاللو –رومی می انجامد و زبانی می شود که نوع امروزی پدید می آید.
و پارسی باستان از خانواده ی هندو اروپایی خویش با آمیزش با عربی جدا می ماند . بریدگی زبانی که مانع از خواندن متون کهن زبان می شود،فرهنگ را مصلح می کند و پیکری ناموزون به جامعه می بخشد و جامه ای نا مربوط بر تن آن پیکر می پوشاند.سهل انگاری ها یی که با متون کهن خود داریم تنها به نسخ پارسی باستان و میانه باز نمی گردد. در همین رونویسی های خطی که از دیوان اشعار بزرگان و شاهنامه شده است .تفاوت های شاهکارانه دیده می شود ووزنه ی امانتداری کاتبان را به ترازو می کشد. گاه مصصحی هم که پیدا می شود ،همچون استاد خالقی که تصحیح 40 ساله ی او را بر روی شاهنامه ی برترین می خوانند . نسخه ی مادر استفاده شده در تحقیق خالقی را که در بریتانیا نگه داری می شود ، مهدی قریب مصحح دیگری که از نسخه موزه ی فلورانس بهره برده، مشکوک می داند.
هر چه از پارسیان هند وستان سپاسگزار باشیم کم کرده ایم، کتبی که ایشان در هجرت خود از شر ما با خویش بردند تنها بازمانده ی متون پارسی میانه (پهلوی)است که به دلایل مذهبی اکثراً به جز یکی دو مورد نوشته های دینی هستند.
