پاییز من!
اومدنت قرار دلدادگیه،
دو تا پرنده س که شبا
از ترس سگ تو کوچه ها
،بین درختای بلند
میون بوق ماشینا
:داد می زدن
ما که دیگه تویه قفس
با هم نمیشه بمونیم
پاییز من اومدنت!قشنگیه جداییه
بذار بپوسه هر چی گل
که تنشو باش می پوشوند
بریزه برگاش زیر پا
بوته ی خشک آشتیشون
پاییز من اومدنت!واسطه ی رهاییه

